ما امیدواریم با کار گروهی در همه حال به اهدافمان دست یافته ایم ...
دلتنگی
نوشته شده توسط سارا امیدوار در ساعت 04:46 ب.ظ
گاهی...

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...

گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت...

و شاید...



»
--» باکلیک روی آیکون می توانید در کلوب به اشتراک بگذارید ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
اندام ظریف مهتاب
نوشته شده توسط سارا امیدوار در ساعت 12:18 ق.ظ

سایه ام ، با وسعت نگاه تو در آسمان
و من، با خیال تو
لحظه لحظه بی قرار
ای تو جاری، ای تو بودم
ای تو آرام وجودم
و دگر بار تو را می خواهم
و تو را می جویم
لحظه ای با من باش
تا به اندازه ی اندام ظریف مهتاب
که شب را با تو تعبیر کنم
جز به ناگه
در این خواب سحرگاهی خود
من نمی دانم که هستی و چه هستی؟
از کجایی؟
لحظه ای با من باش
لحظه ای

با سپاس - ارسالی از دوست خوبم : مهرداد کریمی


»
--» باکلیک روی آیکون می توانید در کلوب به اشتراک بگذارید ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
گاه یک عشق
نوشته شده توسط سارا امیدوار در ساعت 05:47 ب.ظ

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم

گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم


»
--» باکلیک روی آیکون می توانید در کلوب به اشتراک بگذارید ارسال به 100 درجه کلوب دات کام


( تعداد کل صفحات: 36 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]